درحـال ذخـیره سـازی...
گروه
16 می 2018
802

خاطره استاد کره ای

خائنین ملی خاطره‌ای از استاد کره‌ای الاصل #دانشگاه_کمبریج_انگلستان : ما در سال ۱۹۶۰، دانش آموز راهنمایی بودیم. کشور ما، کره جنوبی، در ابتدای دوران پیشرفتش بود و #سامسونگ هم یک شرکت کوچک خرید و فروش الیاف بیشتر نبود. آن زمان در مدرسه به ما می‌گفتند دولت ارز کم دارد و برای انتقال تکنولوژی‌های پیشرفته در کشور […]

خائنین ملی خاطره‌ای از استاد کره‌ای الاصل #دانشگاه_کمبریج_انگلستان : ما در سال ۱۹۶۰، دانش آموز راهنمایی بودیم. کشور ما، کره جنوبی، در ابتدای دوران پیشرفتش بود و #سامسونگ هم یک شرکت کوچک خرید و فروش الیاف بیشتر نبود. آن زمان در مدرسه به ما می‌گفتند دولت ارز کم دارد و برای انتقال تکنولوژی‌های پیشرفته در کشور […]

خائنین ملی

خاطره‌ای از استاد کره‌ای الاصل #دانشگاه_کمبریج_انگلستان :

ما در سال ۱۹۶۰، دانش آموز راهنمایی بودیم.

کشور ما، کره جنوبی، در ابتدای دوران پیشرفتش بود و #سامسونگ هم یک شرکت کوچک خرید و فروش الیاف بیشتر نبود.

آن زمان در مدرسه به ما می‌گفتند دولت ارز کم دارد و برای انتقال تکنولوژی‌های پیشرفته در کشور به ارز نیاز داریم.

به ما در مدارس راهنمایی گفتند؛ هر جا در خانه فامیل‌تان دیدید که حتی یک شکلات خارجی دارند بدانید آنها #خائن_به_میهن”>#خائن_به_میهن هستند، بیائید و اسم‌شان را بعنوان #خائن در تابلو مدرسه بزنید!

من البته یادم نمی آید که اسم کسی را به تابلوی مدرسه زده باشم،

اما بارها وقتی در خانه فامیل می‌دیدم شکلات خارجی دارند،

آرام در دلم می گفتم؛
خائن به میهن!

خائن به میهن!…

 

بازنویسی از کتاب نیکوکاران نابکار، نوشته پروفسور چانگ

نظرات

پاسخی بگذارید